اندیشه وران

آشنایی تخصصی با سوره های قرآن کریم در 5 محور «تفسیر»،«تدبّر»، «روایت»، «مصداق»،«احکام»

اندیشه وران

آشنایی تخصصی با سوره های قرآن کریم در 5 محور «تفسیر»،«تدبّر»، «روایت»، «مصداق»،«احکام»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم‏
«اندیشه وران، وبلاگ تخصصی قرآن کریم»
«آشنایی با سوره های قرآن کریم»
آشنایی تخصصی اندیشه وران جامعه (اعم از حوزوی، دانشگاهی، علاقه مندان و فعالان قرآنی) با سوره های قرآن کریم در 5 محور:
«تفسیر»،«تدبر»،«مصداق»،«روایت»،«احکام»

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیطان» ثبت شده است

جمع بندی آیات (202 -200) سوره مبارک «اعراف»:


«وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ * إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ * وَ إِخْوانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فی‏ الغَیِّ ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ»؛
 
و اگر از سوى شیطان وسوسه تحریک‏ آمیزى تو را تحریک کرد، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و داناست. بى ‏تردید کسانى که تقوا ورزند، هرگاه وسوسه‏ اى از شیطان به آنان رسد، (بى‏ درنگ) متذکر شوند و در آن گاه بینا باشند. و (اما سخن درباره مشرکان این است که) برادرانشان (شیاطین) همواره آنان را به گمراهى مى‏ کشند، سپس (در اغواى آنها) کوتاهى نمى‏ کنند.


در بخش های چهارگانه قبل، توضیحات مختصری پیرامون مفهوم «پناه بردن به خدا» از آیات (201ـ200) سوره مبارک «اعراف» بیان شد.

جمع بندی مباحث یاد شده به شرح زیر است:

1.     انسان باید برای نجات از وسوسه­های تحریک­آمیز شیطان، به خدا پناه ببرد.

2.    برای پناه بردن به خدا، نخست باید جمله پناه بردن به زبان جاری شود: «به خدا پناه می­برم».

3.    سپس در دل به این معنا اعتقاد راستین داشت که پناهگاه حقیقی، خداست و باید حقیقتاً به او پناهنده شد.

4.   آنگاه در عمل، کاری انجام داد که انسان را در پناه خدا قرار می­دهد.

5.    «تقوا» انسان را از وسوسه شیطان نجات می­دهد؛ زیرا تقوا در هنگام وسوسه، انسان را متذکّر یاد خدا می­کند.

6.    «یاد خدا» در هنگام وسوسه شیطان، موجب بصیرت افزایی در انسان برای خروج از دام وسوسه شیطان می­شود.

7.    «پناه بردن به خدا» در هنگام وسوسه تحریک­آمیز شیطان، انسان را متذکّر یاد خدا می­کند، در نتیجه دارای بصیرت الهی می­شود. این، یکی از مصادیق تقواست.

8.رعایت «تقوا» در هنگام وسوسه شیطان این است که انسان از شرّ وسوسه­های او به خدا پناه ببرد.



إنشاء الله همه ما بتوانیم با یاری جستن از آیات روشن و روشنگر قرآن کریم،

راه سعادت و نیک روزی دنیا و آخرت مان را پیدا کنیم و در آن گام برداریم.

به این امید، صلواتی هدیه می کنیم.

 

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»


  • علیرضا محمدپور گرجی


نکات سه­گانه­ای که در (بخش سوم) در تحلیل آیه «مسّ شیطان» ذکر شد، نکاتی بود که به طور استقلالی از آیه استفاده شد،

اما در نگاه ارتباطی باید توجه داشت که میان آیه «مَسّ شیطان» با آیه «نَزغ» رابطه­ای وجود دارد

و آن اینکه آیه «مَسّ شیطان» دلیلی برای آیه «نَزغ» است؛

به این معنا که آیه «نَزغ»، به لزوم «پناه بردن به خدا» اشاره می­کند و آیه «مَسّ شیطان» به چرایی آن می­پردازد.


«وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ * إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف، 200ـ201)

و اگر از سوى شیطان وسوسه تحریک‏آمیزى تو را تحریک کرد، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و داناست. بى‏تردید کسانى که تقوا ورزند، هر گاه وسوسه‏اى از شیطان به آنان رسد، (بى‏درنگ) متذکر شوند و در آن گاه بینا باشند.


حاصل آنکه از ارتباط موجود میان این دو آیه، دو نکته جدید به دست می­آید:

الف) نکته نخست اینکه حکمت پناه بردن به خدا از وسوسه شیطان بیان می­شود؛ گویا خدای سبحان چنین می­فرماید:

«اگر وسوسه تحریک‏آمیزى از سوى شیطان تو را تحریک کرد، به خدا پناه ببر؛ چرا که (بى‏درنگ) متذکر خدا می­شوی و بینا می­گردی».

بدیهی است که با بیان حکمت «پناه بردن به خدا»، مخاطب نسبت به پناه بردن، بیشتر ترغیب می­شود.


ب) نکته دوم آنکه «پناه بردن به خدا» از وسوسه تحریک­آمیز شیطان، نشانه «تقواپیشگی» است

و کسانی که هنگام وسوسه شیطان به خدا پناه می­برند، انسان­های «مُتّقی» هستند.


دلیل این مطلب آن است که در ابتدای آیه دوم به جای عبارت

«کسانی که به خدا پناه می­برند»،

از عبارت «کسانى که تقوا می­ورزند» استفاده شده است.

این جا به جایی آگاهانه در کلام خدای حکیم حکایت­گر این مطلب است که دو عبارت یاد شده، مترادف هستند؛

به این معنا که کسانی که به خدا پناه می­برند، انسان­های تقواپیشه­ای هستند.


  • علیرضا محمدپور گرجی

بحث پیرامون آیات سه گانه (202ـ200) سوره مبارک «اعراف»

به منظور دست یابی به مفهوم دقیق «پناه بردن به خدا» بود:


«وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ * إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ * وَ إِخْوانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فی‏ الغَیِّ ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ»؛

و اگر از سوى شیطان وسوسه تحریک‏ آمیزى تو را تحریک کرد، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و داناست. بى ‏تردید کسانى که تقوا ورزند، هر گاه وسوسه‏ اى از شیطان به آنان رسد، (بى‏ درنگ) متذکر شوند و در آن گاه بینا باشند. و (اما سخن درباره مشرکان این است که) برادرانشان (شیاطین) همواره آنان را به گمراهى مى‏ کشند، سپس (در اغواى آنها) کوتاهى نمى‏ کنند.


در (بخش اول) پیرامون آیه نخست؛ یعنی آیه «نزغ» سخن گفتیم،

اکنون به آیه دوم؛ یعنی آیه «مسّ شیطان» می­پردازیم:


ب) از آیه «مَسّ شیطان» سه نکته بدست می­آید،

نخست آنکه برخورداری از «تقوا»،

در نجات انسان از وسوسه شیطان بسیار مؤثر است؛

زیرا این آیه از کسانی یاد می­کند که مزیّن به زینت «تقوا» هستند

و هنگام وسوسه شیطان، متذکّرِ خدا می­شوند و راه نجات را پیدا می­کنند.


نکته دوم آنکه کارکرد «تقوا» در شرایط وسوسه این است که

انسانِ متّقی را متذکّر خدا می­کند؛ یعنی خدا را به یاد او می­آورد.

دلیل بر این مطلب آن است که آیه شریفه می­فرماید:

«إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا»؛

متّقیان هنگام وسوسه شیطان، متذکّر می­شوند.


نکته سوم آنکه «تذکّر» و «یاد خدا» در هنگام هجوم وسوسه شیطان،

بصیرتی به انسان می­دهد که فریب وسوسه­های شیطان را نخورد و در دام او گرفتار نشود: «فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ».


  • علیرضا محمدپور گرجی

درباره آیه 200 سوره مبارک «اعراف» سخن می­گفتیم که

می­توانیم از این آیه شریفه برای فهم بخشی از مفهوم «پناه بردن به خدا» کمک بگیریم.


گفتیم که پناهنده به خدا، در مقام پناه بردن، باید سه کار انجام دهد:

الف) نخست باید به زبان جاری سازد: «به خدا پناه می­برم».

ب) سپس در دل به این معنا اعتقاد راستین داشته باشد که پناهگاه حقیقی، خداست و باید به او پناه بُرد.

ج) آنگاه در عمل، کاری انجام می­دهد که او را در پناه خدا قرار می­دهد.


 شبهه 

حال در اینجا ممکن است این پرسش پیش آید که

اگر کسی تنها قلباً به خدای تعالی پناهنده شود و به پناهندگی زبانی اقدام نکند، خدا او را پناه نمی دهد!


 پاسخ: 

همانگونه که در (بخش اول) از بحث «مفهوم پناه بردن به خدا» توضیح شد،

 عبارت «إنَّه سَمیعٌ عَلیم» در مقام تعلیل است

و بکار گیری تعلیل برای یک مطلب، نشانه وجود رابطه تنگاتنگ با آن مطلب است؛


مانند اینکه شخصی به فرزندش می گوید:

«در این هوای سرد زیاد بیرون نمان، چون سرما می خوری»

عبارت «چون سرما می خوری» تعلیل عبارت قبل از خود است و میان این دو عبارت رابطه وجود دارد؛

یعنی اگر کسی در هوای سرد زیاد بیرون بماند، سرما می خورد

یا به عبارت دیگر،

سرما خوردگی در صورتی حاصل می شود که انسان در مدت طولانی در هوای سرد باشد.

 

در بحث ما نیز چنین است.

خدای سبحان می فرماید: «پناه ببر، چون من شنوا و دانا هستم».

این یعنی

اگر پناه ببری، من، هم پناه بردن تو را می شنوم و هم به آن علم پیدا می کنم.

 

خوب اکنون سخن اینجاست که انسان پناهنده، چه کار کند، خدا می شنود؟

و چه کار کند خدا به آن علم پیدا می کند؟

 

 پاسخ: 

«شنیدن» در ازای گفتن

و «علم پیدا کردن» در ازای خطورات قلبی و افعال خارجی است.

بنابراین روشن است که

اگر انسانِ پناهنده به خدا، بگوید: «به خدا پناه می برم»، خدا این سخن او را می شنود و

اگر به گفتار خویش، قلباً اعتقاد داشته باشد، خدا به این اعتقاد او علم می یابد و نیز

اگر کاری که متناسب با پناه بردن به خدا و دور شدن از وسوسه شیطان است را انجام بدهد، خدا نسبت به آن علم می یابند.


نتیجه آنکه پس از گذراندن این مراحل سه گانه،

بی تردید خدای سبحان به طور کامل او را از وسوسه های شیطان در پناه خود قرار می دهد.

با این بیان، می توان گفت که بحث پیرامون مفهوم «پناه بردن به خدا» در این آیات، روشن است،

اما پرسش دیگری شکل می گیرد که

 

اگر کسی تنها در «زبان» به خدا پناه ببرد؛ یعنی تنها بر زبان جاری سازد که

«به خدا پناه می برم»،

ولی نه قلباً به این موضوع توجه دارد و معتقد است

و نه کار مناسب با ان را انجام می دهد،

آیا چنین پناه بردنی، کامل است؟ و خدا انسان را پناه می دهد؟

 

 پاسخ: 

بدیهی است که

گفتار یا رفتارِ بدون پشتوانه اعتقادی، ثمر مطلوب ندارد.

همچنین گفتار بدون پشتوانه ی عمل نیز، ثمر مطلوب ندارد،

حتی در برخی موارد، خدای سبحان مؤمنان را نسبت به گفتار بدون کار توبیخ هم می کند:

 

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ» (صف، 2)

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! چرا سخنى مى‏ گویید که عمل نمى‏ کنید!؟

 

از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، اعتقادِ تنها یا نیّتِ تنها،

بدون آوردن لفظ مربوطه نیز کافی نیست.

 

چند نمونه:

الف) از جمله این موارد می توان به مسأله ازدواج اشاره کرد.

اگر زن و مردی به یکدیگر علاقه داشته باشند و به هم معتقد باشند

و تصمیم قلبیِ قوی برای ازدواج یا هم داشته باشند،

بدیهی است بدون جاری ساختن صیغه عقد، ازدواج شرعی آنها محقق نمی شود.

 

ب) مورد دیگر، به طور خاص، مسأله «پناه بردن» است.

 هم آیه مورد بحث حاکی از این نکته است که

پناه بردن به خدا بدون ذکر زبانی،

به طور کامل محقق نشده است و ثمره مطلوب را نخواهد داشت

 

ج) آیه 97 سوره مبارک «مؤمنون» نیز تصریح می کند که 

«وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطین‏»؛

و بگو: «پروردگارا، از وسوسه‏هاى شیاطین به تو پناه مى‏برم‏».

 

د) سیره ولیّ خدا حضرت یوسف (علیه السلام) مؤید سخن ماست:

آن حضرت (علیه السلام) پس از آنکه به مسأله «پناه بردن»، اعتقاد قلبی راسخ داشت،

در هنگام وسوسه شوم همسر عزیز مصر،

نخست «پناه بردن به خدا» را بر زبان جاری ساخت: «قالَ»؛ یعنی گفت، «مَعاذَ اللَّه‏»؛ پناه می برم به خدا،

سپس عمل مرتبط را آن را انجام داد؛

یعنی با توکل بر خدا و تکیه حقیقی بر او،

خود را از صحنه گناه و وسوسه دور ساخت.

 

در پایان این نکته را نیز اضافه می کنیم که 

نمی خواهیم درباره «پناه بردن»، این مسأله را انکار کنیم که

اگر کسی توجه و اعتقاد قلبی داشت

و عمل مرتبط با آن را نیز انجام داد،

مطلقاً هیچ ثمره ای ندارد،

 

 بله ممکن است اثر داشته باشد،

اما باید توجه داشت که این اثر،

اثر کامل و قطعی نیست.

یقیناً پناه بردنی که هر سه بخشِ

«قول»، «اعتقاد» و «عمل»

را داشته باشد، کامل، گسترده و قطعی است.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کانال تلگرامی ما:

https://telegram.me/andishe_varan

جهت ورود مستقیم به کانال «اندیشه وران، ابتدا روی  @andishe_varan  کلیک زیر کنید:

سپس روی گزینه  Yes  کلیک کنید.

به جمع اندیشه وران، خوش آمدید...


  • علیرضا محمدپور گرجی

برای آنکه درک بهتر و دقیق­تری نسبت به «پناه بردن به خدا» پیدا کنیم،

لازم است نخست معنای لغوی «پناه بردن» را بدانیم،

سپس درباره معنای اصطلاحی آن تحقیق کنیم؛

یعنی با استمداد از آیات قرآن کریم، مُراد خدای سبحان از «پناه بردن» را کشف کنیم.


به همین منظور، آیاتی که درباره «پناه بردن به خدا» سخن گفته­اند را یکی پس از دیگری مورد مطالعه قرار ­می­دهیم.

مطالعه موشکافانه این آیات، یک نظام صحیح و کاملی نسبت به اصل معنای «پناه بردن به خدا» دست می­دهد؛

اینگونه که هر یک از این آیات سرنخ­های متعددی پیرامون «پناه بردن به خدا» ارائه می­کند

که با کنار هم قرار گرفتن آن، نظامی طراحی می­شود که دقیق­ترین و صحیح­ترین معنا از «پناه بردن به خدا» را نمایان می­سازد.


شناخت همه ابعاد و زوایای مسأله «پناه بردن به خدا»، کمک می­کند که

انسان بتواند آنگونه که شایسته است در برابر آفات و شُرور شیاطین جنّ و انس

به خدای سبحان پناه ببرد و خود را در امانِ امن الهی قرار دهد.


معنای لغوی «أَعُوذُ»:

این واژه از ماده «عوذ» به معنای پناه بردن به چیزی از شرّ پیشِ ­روست.

التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ج‏8، ص: 316


معنای اصطلاحی «پناه بردن به خدا»:

نخستین آیاتی که ما را برای درک معنای اصطلاحی مسأله «پناه بردن به خدا» یاری می­رساند،

آیات (100ـ98) سوره مبارک «نحل» است که آنها را به ترتیب با این نام­ها می­شناسیم:

آیه «قرائت»، آیه «نفی سلطه شیطان» و آیه «سلطه شیطان».


این آیات در شناخت صحیح «پناه بردن به خدا» بسیار مؤثر است:

آیه «قرائت»: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ». (نحل، 98)

هنگامى که قرآن قرائت مى‏کنى، از شرّ شیطان مَطرود، به خدا پناه ببر.


آیه «نفی سلطه شیطان»: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» (نحل، 99)

بی­تردید شیطان بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى‏کنند، تسلّطى ندارد.


آیه «سلطه شیطان»: «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ». (نحل، 100)

تسلّط شیطان تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده‏اند و کسانی که نسبت به او [خدا] شرک مى‏ورزند (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند) (نحل، 100ـ98)


تحلیل آیات:

این مجموعه آیات، پیرامون مسأله «پناه بردن به خدا»، چند نکته کلیدی بیان کند:

الف) آیه «قرائت»، از یک سو «خطر» پیشِ رو

و از سوی دیگر، «پناهگاه» را معرفی می­کند؛

یعنی بیان می­کند که باید از شرّ «شیطان رانده شده»، به «خدا» پناه برد:

«فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ».

یک طرف انسان، «خدا»

و طرف دیگر او، «شیطان رانده شده» قرار دارد.

در این شرایط، تکلیف کسی که خواهان سعادت است، پناه بردن به خدا از شرّ شیطان رانده است.


ب) آیه «نفی سلطه شیطان»، با بیانی قاطع، بر این مطلب مهم تأکید می­کند که

شیطان، بر کسانى که «ایمان» دارند و بر پروردگارشان «توکّل» مى‏کنند، تسلّطى ندارد:

«إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ».

این مطلب درست در دامنه آیه اول

و پس از فرمان به «پناه بردن به خدا» از شرّ «شیطان رانده شده» مطرح شد.


از آنجا که خدا حکیم است، پس این آیات را از روی حکمت پشت سر هم قرار داد تا به نکته مهمّی اشاره کند.

آن نکته مهم این است که پناه بردنِ حقیقی به خدا، دو رکن اساسی دارد:

رکن اول، «ایمان داشتن» به خدا

رکن دوم، «توکّل کردن» بر خداست.


بنابراین، انسان در شرایط ضرور، با ایجاد این دو رکن،

در پناه خدا قرار می­گیرد،

در نتیجه تسلط شیطانی را از خود دور می­کند

و در امانِ الهی قرار می­گیرد.


ج) سومین آیه؛ یعنی آیه «سلطه شیطان»،

از آنجا که با حرف «إِنَّما» آغاز می­شود، بیانی انحصاری دارد.

این آیه شریفه تصریح می­کند که شیطان منحصراً بر کسانى تسلط دارد که دارای دو ویژگی زیر باشند:

اول آنکه «ولایت و سرپرستى» شیطان را قبول کنند

و دوم اینکه شیطان را «شریک خدا» قرار دهند:

«إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ».


بدیهی است کسی که ولایت شیطان را می­پذیرد، شیطان بر او تسلط می­یابد؛

در نتیجه به چیزهایی معتقد می­شود که شیطان می­خواهد

و کارهایی انجام می­دهد که او می­پسندد

و به اموری گرایش می­یابد که او خوش دارد.


اینگونه است که انسان با قبول ولایت و سرپرستی شیطان، بنده او می­شود

و به جای ایمان به خدای یکتا و پیروی خالصانه از او، به شیطان ایمان می­آورد و از او پیروی می­کند.

این حقیقت تلخ، یعنی شیطان را کنار خدا قرار دادن و برای او شریک قائل شدن:

«وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ».

  

بنابراین کسی که از شیطان پیروی می­کند،

بی­تردید به سمتی می­رود که شیطان می­خواهد و هیچ شرّی بالاتر از گرفتار آمدن در شرّ شیطان رانده شده نیست.


به گواهی قرآن کریم او در آغازین لحظه­های آفرینش انسان،

پس از آنکه از سجده برای آدم سرپیچی کرد و از بارگاه قدس الهی طرد شد،

در پیشگاه باری تعالی به عزّت او سوگند یاد کرد که تمام تلاش خود را برای گمراهی و به هلاکت رساندن انسان بکار گیرد:


«قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ * إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ * قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ * لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعینَ». (ص، 85ـ82)

ابلیس گفت: به عزتت سوگند که همگى آنها (نسل آدم) را اغوا نموده و از راه به در خواهم کرد، مگر بندگان خالص شده و برگزیده تو از میان آنها (که روح و جسدشان را از پلیدى کفر و فسق خالص نموده‏اى). خدا گفت: حق از من است و من حق مى‏گویم به اینکه حتماً جهنم را از تو و از کسانی که از تو پیروى کنند، یکسره پُر خواهم کرد.


جمع­بندی:


آیات (100ـ98) سوره مبارک «نحل» به ما می­آموزد که «پناه بردن به خدا»، چهار رکن اساس دارد

یعنی انسانی که می­خواهد به خدا پناهنده شود، باید چهار اصل مهم را رعایت کند:

الف) به خدا «ایمان» داشته باشد.

ب) بر خدا «توکل» کند.

ج) تحت «ولایت» شیطان قرار نگیرد، بلکه در «ولایت» خدا وارد شود.

د) از شیطان پیروی نکند؛ یعنی برای خدا شریک قرار ندهد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کانال تلگرامی ما:

https://telegram.me/andishe_varan

جهت ورود مستقیم به کانال «اندیشه وران، ابتدا روی  @andishe_varan  کلیک زیر کنید:

سپس روی گزینه    کلیک کنید.

به جمع اندیشه وران، خوش آمدید...

  • علیرضا محمدپور گرجی


«شیاطین»، «جنّیان کافر»، «ابلیس»، «لشکریان ابلیس»، عنوان هایی هستند که برای جنِّ وسوسه گر بکار می رود.

  • علیرضا محمدپور گرجی